«اى كسانى كه ايمان آورده ايد; همواره براى خدا قيام كنيد و از روى عدالت، گواهى دهيد. دشمنى با جمعيتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند. عدالت بورزيد كه به پرهيزگارى نزديك تر است.»(مائده، آيه 8)
عدل در منطق قرآن كريم جايگاهى بس والا دارد برخى از آياتى كه در آن به عدالت و وارستگى ساحت خداوند از ظلم و ستم اشاره شده ، عبارتند از:
بقره ، 272، 281.
آل عمران ، 25، 108، 161، 182.
نساء، 40، 49، 124.
انعام ، 160.
انفال ، 51، 60.
توبه ، 70.
يونس ، 44.
هود،101; نحل ، 33، 118; اسراء، 71; كهف ، 49; انبياء، 47; حج ، 10; شعراء، 209; عنكبوت ، 40; روم ، 9; مؤمن ، 31;فصلت ،46; زخرف ، 76; ق ، 29; زمر، 69; يس ، 54 و. . .
************************************
1-نقش و تأثیر عوامل فرهنگی در نهادینه شدن عدالت در جامعه
2-نقش حکومت و دولتمردان در برقراری و گسترش عدالت
3-هویت ملی و دینی و نقش آن در توسعه عدالت
4-تأثیر جنگ ها و خشونت ها بر توسعه و اجرای عدالت
5-عدالت و رابطه آن با وحدت و همبستگی ملی
6-خانواده و نقش و تأثیر آن در برقراری عدالت
7-نقش نظام تعلیم و تربیت بر عدالت گستری در جامعه
8-مبانی فکری ، باورها و اعتقادات مردم و تأثیر آن در گسترش و اجرای عدالت
9-نقش دانش آموزان در رشد و نعالی و نهادینه شدن عدالت در جامعه
10-تعمیق باورهای مذهبی و دینی و نقش آن در نهادینه کردن عدالت اجتماعی
11-خدمت رسانی به مردم و نقش آن در توسعه عدالت اجتماعی
12-نقش اجرای عدالت در توسعه و پیشرفت و آینده درخشان کشور
13-مهرورزی ، محبت و رابطه آن با عدالت
14-پیش نیازها و راه کارهای عملی استقرار عدالت در بخش های گوناگون جامعه
15-پدیده جهانی شدن ، جهانی سازی و تأثیر آن در عدالت اجتماعی
16-عدالت آموزشی و راه حل ها دستیابی به آن
17-تعاملات جهانی و ارتباط آن با عدالت اجتماعی
18-روابط و مناسبات اقتصادی داخلی و خارجی و تأثیر آن بر استقرار عدالت اجتماعی
19-راه حل ها و راه کارهای عملی در برخورد اولی با عدالت ستیزان
20-اعتقاد به منجی عدالت گستر و تأثیر آن بر عدالت گستری جهان
*******
مفهوم عدالت
«چهار معنى و يا چهار موردِ استعمال براى اين كلمه آوردهاند:
در قرآن كريم آمده است: «وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ»؛ [3] همان طور كه مفسران گفتهاند، مقصود اين است كه در ساختمان جهان رعايت تعادل شده است. در هر چيز، از هر چيز، از هر مادهاى به قدر لازم استفاده شده است.
در حديث نبوى آمده است: «بِالْعَدْلِ قامَت السَّماوات وَ الأَرْض»؛ [4] همانا آسمان و زمين با عدل برپاست. نقطه مقابلِ عدل، به اين معنا، بىتناسبى است نه ظلم.» [5]
شهيد مطهرى در باره معناى دوم، كه در پاسخ بسيارى از اشكالات نقشآفرين است،مىنويسد:
اين تعريف نيازمند به توضيح است، اگر مقصود اين باشد كه عدالت ايجاب مىكند كه هيچ گونه استحقاقى رعايت نگردد و به همه چيز و همه كس به يك چشم نظر شود، اين عدالت، عين ظلم است. اگر اعطاى بالسويه عدل باشد، منع بالسويه هم عدل خواهد بود. جمله عاميانه معروف «ظلم بالسويه عدل است» از چنين نظرى پيدا شده است و اما اگر مقصود اين باشد كه عدالت يعنى رعايت تساوى در زمينه استحقاقهاى متساوى، البته معناى درستى است. عدل ايجاب مىكند اين چنين مساواتى را و اين چنين مساوات، از لوازم عدل است ولى در اين صورت بازگشت اين معنا، به معناى سومى است كه ذكر خواهد شد.» [6]
معناى سوم عدالت كه از نظر استاد، در قانون گذارى بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارتاست از:
مولوى در اشعار معروف خود مىگويد:
«د. رعايت استحقاقها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه ورحمت به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد ... عدل الهى در نظام تكوين طبق اين نظريه؛ يعنى هر موجودى، هر درجه از وجود و كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد، دريافت مىكند و ظلم؛ يعنى منع فيض و امساك جود از وجودى كه استحقاق دارد.» [8]
در پاسخ به پرسشهاي رئيس جمهوري ما را با دادن نظر ياري دهيد
رمز جاذبه علي
سبب دوستي و محبت علي در دلها چيست ؟
رمز محبت را هنوز كسي كشف نكرده است ، يعني نميتوان آنرا فورموله
كرد و گفت اگر چنين شد چنان ميشود و اگر چنان شد چنين ، ولي البته رمزي
دارد . چيزي در محبوب هست كه براي محب از نظر زيبائي خيره كننده است
و او را به سوي خود ميكشد . جاذبه و محبت در درجات بالا عشق ناميده
ميشود . علي محبوب دلها و معشوق انسانهاست . چرا ؟ و در چه جهت ؟ فوق
العادگي علي در چيست كه عشقها را برانگيخته و دلها را به خود شيفته
ساخته و رنگ حيات جاوداني گرفته است و براي هميشه زنده است ؟ چرا
دلها همه خود را با او آشنا ميبينند و اصلا او را مرد ه احساس نمي كنند
بلكه زنده مييابند ؟
مسلما ملاك دوستي او جسم او نيست زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و
ما آن را احساس نكردهايم . و باز محبت علي از
نوع قهرماندوستي كه در همه ملتها وجود دارد نيست . هم اشتباه است كه
بگوئيم محبت علي از راه محبت فضيلتهاي اخلاقي و انساني است ، و حب علي
حب انسانيت است . درست است علي مظهر انسان كامل بود و درست است كه
انسان نمونههاي عالي انسانيت را دوست ميدارد اما اگر علي همه اين فضائل
انساني را كه داشت ميداشت ، آن حكمت و آن علم ، آن فداكاريها و از خود
گذشتگيها ، آن تواضع و فروتني ، آن ادب ، آن مهرباني و عطوفت ، آن
ضعيف پروري ، آن عدالت ، آن آزادگي و آزاديخواهي ، آن احترام به انسان
، آن ايثار ، آن شجاعت ، آن مروت و مردانگي نسبت به دشمن ، و به قول
مولوي :
در شجاعت شير ربا نيستي
در مروت خود كه داند كيستي ؟
آن سخا وجود و كرم و . . . اگر علي همه اينها را كه داشت ميداشت اما
رنگ الهي نميداشت ، مسلما اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت خيز
است نبود .
علي از آن نظر محبوب است كه پيوند الهي دارد . دلهاي ما به طور
ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگي دارد ، و چون علي را
آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مييابند و به او عشق ميورزند . در حقيقت
پشتوانه عشق علي ، پيوند جانها با حضرت حق است كه براي هميشه در فطرتها
نهاده شده و چون فطرتها جاوداني است مهر علي نيز جاودان است .
نقطههاي روشن در وجود علي بسيار است اما آنچه براي
هميشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ايمان و اخلاص اوست و آن
است كه به وي جذبه الهي داده است .
سوده همداني ، بانوي فداكار و دلباخته علي ، در مقابل معاويه بر علي
درود فرستاد و در وصفش گفت :
صلي الاله علي روح تضمنها
قبر فاصبح فيه العدل مدفونا
قد حالف الحق لا يبغي به بدلا
فصار بالحق و الايمان مقرونا
" درود خداوند بر رواني باد كه او را خاك برگرفت و عدل نيز با وي
مدفون گشت "
" با حق پيمان بسته بود كه به جاي آن بدلي نگزيند ، پس با حق و با
ايمان مقرون گشته بود " .
صعصعة بن صوحان عبدي نيز يكي ديگر از دلباختگان علي بود ، از كساني بود
كه در آن دل شب در مراسم دفن علي با عده معدودي شركت كرد . پس از آنكه
حضرت را دفن كردند و بدنش را خاك پوشانيد ، صعصعه يك دست خويش را
بر قلبش نهاد و با دست ديگر خاك بر سر پاشيد و گفت :
" مرگ گوارايت باد ! كه مولدت پاك بود و شكيبائيت نيرومند و
جهادت بزرگ . بر انديشهات دست يافتي و تجارتت سودمند گشت " .
" بر آفرينندهات نازل گشتي و او تو را با خوشي پذيرفت و ملائكش به
گردت در آمدند . در همسايگي پيغمبر جايگزين گشتي و خداوند تو را در قرب
خويش جاي داد و به درجه
برادرت مصطفي رسيدي و از كاسه لبريزش آشاميدي " .
" از خدا ميخواهيم كه از تو پيروي كنيم و به روشهايت عمل كنيم .
دوستانت را دوست بداريم و دشمنانت را دشمن بداريم و در جرگه دوستانت
محشور گرديم " .
" و دريافتي آنچه را ديگران درنيافتند و رسيدي به آنچه ديگران نرسيدند
. در پيشگاه برادرت پيغمبر جهاد كردي و به دين خدا آنچنانكه شايسته بود
قيام كردي تا سنتها را بر پا داشتي و آشوبها را اصلاح نمودي و اسلام و
ايمان منظم گشت . بر تو باد بهترين درودها " .
" به وسيله تو پشت مؤمنان محكم شد و راهها روشن گشت و سنتها بپا
ايستاد . احدي فضائل و سجاياي تو را در خود جمع نكرد . نداي پيغمبر را
جواب گفتي . به اجابتش بر ديگران پيشي گرفتي . به ياريش شتافتي و با
جان خويش حفظش كردي . با شمشير ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت حمله
بردي و پشت ستمگران را شكستي . بنيانهاي شرك و پستي را درهم فرو ريختي
و گمراهان را در خاك و خون كشيدي پس گوارايت باد اي امير مؤمنان ! "
.
" نزديكترين مردم بودي به پيغمبر . اول كسي بودي كه به اسلام گرويدي .
از يقين لبريز و در دل محكم و از همه فداكارتر و نصيبت از خير بيشتر بود
. خداوند ما را از اجر مصيبت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند
" .
" به خدا سوگند كه زندگيت كليد خير بود و قفل شر ، و مرگت كليد هر
شري است و قفل هر خيري . اگر مردم از تو پذيرفته بودند از آسمان و زمين
نعمتها برايشان ميباريد اما آنان دنيا را
بر آخرت برگزيدند ( 1 " .
آري دنيا را برگزيدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف علي تاب نياوردند
و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستين مردمي به در آمد و علي را شهيد
كرد .
علي عليه السلام در داشتن دوستان و محبان سر از پا نشناخته كه در راه
ولاء و محبت او سر دادند و بر سر دار رفتند بينظير است . تاريخچههاي
شگفت و جالب و حيرت انگيز آنها صفحات تاريخ اسلام را مفتخر ساخته است
. دست جنايت ناپاكاني از قبيل زياد بن ابيه و پسرش عبيدالله و حجاج بن
يوسف و متوكل و در رأس همه اينها معاوية بن ابيسفيان به خون اين
زبدههاي انسانيت تا مرفق آلوده است .
پاورقي :
1 - بحار الانوار ، ج 42 ، ص 295 - 296 ، چاپ جديد .
****
منابع پرسش مهر ۶
|
نام كتاب |
نويسنده |
محل نشر |
ناشر |
|
عدالت اجتماعي |
--------- |
قم |
دفترنشربرگزيده |
|
عدالت اجتماعي (بخش اقتصاد) |
اكبر هاشمي رفسنجاني |
قم |
امام المنتظر(عج) |
|
عدالت اجتماعي دراسلام |
جمال الدين موسوي اصفهاني |
تهران |
دانش وانديشه معاصر |
|
عدالت اجتماعي دراسلام |
قطب |
تهران |
كلبه شروق |
|
عدالت |
علي محمد علي دخيل |
تهران |
تهذيب |
|
عدالت درانديشه هاي سياسي اسلام |
بهرام اخوان كاظمي |
قم |
بوستان كتاب قم |
|
عدالت در نظام سياسي |
بهرام اخوان كاظمي |
تهران |
دانش وانديشه معاصر |
|
عدالت علي (ع) |
عباس قدياني |
تهران |
آرون |
|
عدالت وستم |
محمد تقي جعفري |
تهران |
دفتر نشر فرهنگ اسلامي |
|
عدالت و قضا دراسلام |
صدرالين بلاغي |
يزد |
امير كبير |
|
عدل |
عبدالحسين دستغيب شيرازي |
قم |
دارالكتاب |
|
عدل از منظر نهج البلاغه |
اصغر ثنائي |
قم |
كليدر |
|
عدل الهي |
مرتضي مطهري |
تهران |
صدرا |
|
عدل الهي از ديدگاه امام خميني (س) |
- |
تهران |
موسسه نشر آثار امام خميني |
|
عدل الهي وعدالت بشري در نهج البلاغه |
ابراهيم سيد علوي |
تهران |
بنياد نهج البلاغه |
|
عدل در جهان بيني توحيدي |
محمد محمدي ري شهري |
قم |
دفتر تبليغات اسلامي |
|
عدل در جهان بيني توحيدي |
محمد محمدي ري شهري |
قم |
دارالحديث |
|
عدل گستر جهان ، حضرت مهدي (عج) |
سيد محمد علي كاظميني بروجردي |
تهران |
حروفيه |
|
ردیف |
نام کتاب |
مؤلف/نویسنده |
انتشارات |
|
1 |
مباني نظري عدالت اجتماعي |
مديريت بهره وري بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي |
بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي |
|
2 |
امام علي، صداي عدالت انسانيت |
خسروشاهي، هادي
|
فراهاني |
|
3 |
امير سكوت و عدالت حضرت امام علي (ع) |
شهبازي، زهرا مرادحاصل، اميرمهدي
|
موسسه فرهنگي منادي تربيت |
|
4 |
توحيد عدل عدالت اجتماعي |
قرائتي، محسن |
صبا |
|
5 |
جامعه توحيدي اسلام و عدالت اجتماعي |
حيدرينراقي، عليمحمد سباعي، مصطفي
|
حكمت |
|
6 |
حقوق بشر و مفاهيم مساوات، انصاف و عدالت |
آشوري، محمد يزدي، عبدالمجيد هاشمي، سيدمحمد بشريه، حسين
|
نشرگرايش |
|
7 |
زمينهها و موانع تحقق عدالت اقتصادي |
حكيمي، سيدمحمد |
موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر |
|
8 |
زنگ عدالت |
توفيقي، فاطمه |
بوستان كتاب قم |
|
9 |
سيماي عدالت در قرآن و حديث |
فوادياندامغاني ، رمضان |
لوح محفوظ |
|
10 |
صلح، عدالت و عوامل بازدارنده آن در دنياي معاصر |
بشته، آندرياس ميردامادي، سيدعبدالمجيد
|
بينالمللي الهدي |
|
11 |
طلوع عدالت |
حكيمي، سيدمحمد |
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي |
|
12 |
عدالت اجتماعي "بخش اقتصاد" |
هاشميرفسنجاني، اكبر |
الامام المنتظر (عج) |
|
13 |
عدالت در انديشههاي سياسي اسلام |
اخوانكاظمي، بهرام |
بوستان كتاب قم |
|
14 |
تحقق عدالت اجتماعي (چالشها - چالهها - چارهها) |
علوي، سيدمحمدرضا |
آينه آثار |
|
15 |
دولت عدالت |
عارفيان، حمدتقي نيكنام، احمد
|
تسنيم انديشه |

چكيده